تبليغاتX
علی و شهر بی آرمان
گویند: صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت . نمازگزاران ، همه او را شناختند؛ پس ، از او خواستند که پس از نماز، بر منبر رود و پند گوید . پذیرفت . نماز جماعت تمام شد . چشم ها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست . بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت : مردم !هر کس از شما که مى داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد! کسى برنخاست . گفت : حالا هر کس از شما که خود را آماده مرگ کرده است ، برخیزد! باز کسى برنخاست . گفت : شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید؛ اما براى رفتن نیز آماده نیستید! منبع: تذکره الاولیاء
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 13:8  توسط آمنه گلشاد  | 

 

 

عید غدیر، عید الله اكبر و عید آل محمد و ارزشمندترین و والاترین عید اسلامى‏است. هیچ روزى در طول سال، فرخنده ‏تر و مبارك‏ تر از این روز مقدس نزد شیعیان اهل‏ بیت نیست. امام صادق سلام الله ‏علیه مى‏فرماید:

«ان یوم غدیر خم بین الفطر و الاضحى و الجمعه كالقمر بین الكواكب...»؛ روزعید غدیر خم در میان سه عید فطر و قربان و جمعه، مانند درخشندگى ماه در میان ‏ستارگان است. چه تعبیر ظریفى امام دارد كه عید غدیر را تشبیه به ماه كرده است و دیگر اعیاد را به ستاره؛ زیرا در این روز بزرگ بود كه خداوند اعلام كرد: امروز دین را بر شما تكمیل كردم و نعمتم را بر شما به اتمام رساندم «الیوم اكملت‏ لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا»؛ نعمت ‏بزرگ اسلام كه از هر نعمتى ارزنده ‏تر و گرانبهاتر است، كامل نمى‏شود و محقق نمى‏گردد جز با ولایت على‏علیه السلام « و ما نودى بشى‏ء مثل ما نودى بالولایه‏».

محب الدین طبرى از علماى بزرگ اهل سنت نقل مى‏كند كه رسول خدا صلوات الله علیه فرمود: «اذا جمع الله الاولین و الاخرین یوم القیامة و نصب الصراط على جسر جهنم، لم ‏یجزها احد الا من كانت له براء ة بولایة على بن ابى طالب‏»؛ در روز قیامت كه خداوند تمام مردم را جمع مى‏كند و صراط بر پل دوزخ زده مى‏شود، هیچ كس از آن نمى‏گذرد جز كسى كه با ولایت على ابن ابى‏طالب، گذرنامه بى‏زارى و برائت از جهنم را داشته باشد.

ولایت على علیه السلام همان دین حنیف است كه فرمود: « فاقم وجهك للدین حنیفا فطرت الله التى فطر الناس علیها»؛ پس اى پیامبر(همراه با پیروانت) به سوى آیین پاك اسلام روى ‏آور كه فطرت الهى‏ است و مردم بر آن مفطور شده‏اند.

و ولایت على همان طریقه و روش صحیح زندگى است كه اگر مردم آن روش را برگزینند، خداوند در روز رستاخیز، از آب گواراى حوض كوثر به دست على علیه السلام ‏سیرابشان مى‏گرداند. « و ان لو استقاموا على الطریقة لاسقیناهم ماء غدقا»؛ و ولایت همان نعمتى است كه حتما از آن سؤال مى‏شود كه با آن چگونه رفتار كردید« ثم لتسالن یومئذ عن النعیم‏».

آلوسى، مفسر بزرگ اهل سنت در تفسیر كبیر روح المعانى پس از ذكر آیه شریفه‏« وقفوهم انهم مسئولون‏»؛ و آنان را متوقف كنید و ایست ‏بدهید كه مسئولیت دارند و باید پاسخگو باشند، در ذیل تفسیر این آیه، اقوال گوناگونى را نقل مى‏كند و سپس‏ نتیجه مى‏گیرد و مى‏گوید:

« سزاوارترین و صحیح ترین سخن این است كه در آن روز از عقاید و اعمال انسان ‏سؤال مى‏شود و از همه مهم‏ تر و عظیم‏تر، قطعا ولایت على كرم الله وجهه است‏».

و در این روز بزرگ كه یادآور نصب و تعیین امیرالمؤمنین به دست مبارك رسول‏ اكرم صلى الله علیه و آله و سلم و به امر پروردگارش است، باید این فطرت الهى ‏را در دل‏ها زنده كرد و پرده‏هاى ظلمت و جهالت و تارهاى نادانى و غفلت ‏را از دیدگان غافلان برداشت تا بر طریقه حق پایدار گردند و به صراط مستقیم الهى روى‏ آورند و دینشان كامل شود.

از امام صادق علیه السلام مى‏پرسد: مولاى من! آیا به من دستور مى‏دهى كه ‏این روز را روزه بداریم؟

حضرت پاسخ مى‏دهد: « اى والله اى والله انه الیوم الذى نجى فیه ابراهیم ‏من النار فصام لله شكرا لله عزوجل ذلك الیوم، و انه الیوم الذى اقام رسول الله‏ امیرالمؤمنین علما و ابان فضله و وصیته، فصام ذلك الیوم، و ذلك یوم صیام و قیام و اطعام الطعام و صلة الاخوان و فیه مرضاة الرحمن و مرغمة الشیطان‏»؛ آرى، به خدا قسم آرى، به خدا قسم! این همان روزى است كه خداوند، حضرت ‏ابراهیم را از آتش رها ساخت، پس او به شكرانه این لطف الهى، این روز را روزه ‏گرفت. و همانا این روز، روزى است كه رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و سلم امیرالمؤمنین علیه السلام را بر مردم نصب كرد و بزرگوارى و فضلش را نمایان ساخت و او را وصى و جانشین خود قرار داد، پس او هم در این روز، روزه ‏گرفت و این روز، روز روزه گرفتن و دعا كردن و مسلمانان را اطعام نمودن و به ‏دیدار برادران دینى رفتن است و در این روز، رضایت‏ خداى رحمان به دست مى‏آید و بینى شیطان به خاك مالیده مى‏شود (مایوس مى‏گردد).

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 15:47  توسط آمنه گلشاد  | 

(1) و( چنان درودي كه به سبب آن ) ايشان را به جايگاه آسودگي ( بهشت ) كه آسايشگاه پرهيزكاران است روانه گرداني .
(2) اي آن كه شگفتيهاي بزرگي او ( كمال ذات ، بلندي مقام ، بزرگي قدرت ، بي نيازي از خلق ، نيازمندي خلق به سوي او و مانند آنها ، يا فكر و انديشه در مخلوقات شگفت آور او كه آنها كمال عظمت او را مي نماياند ) پايان ندارد ( پس از انديشه كنندگان روزگار در شگفتيهاي يك مصنوع او انديشه نمايند انديشه آنان به جايي نمي رسد ) بر محمد و آل او درود فرست ، و ما ( گناهكاران ) را از ستم در عظمت خود بازدار ( چون ارتكاب گناه و عدول از حق ، خود يك نوع جوري است نسبت به عظمت خالق
(3) و اي آن كه مدت پادشاهي ( قدرت و توانايي ) او به آخر نمي رسد ، بر محمد و آل او درود فرست ، و گردنهاي ما را از عذاب و كيفرت ( دوزخ ) آزاد فرما ( رقبه و گردن به جاي همه انسان بكار رفته )
(4) و اي آن كه گنجينه هاي رحمت ( احسان و بخشش ) او نابود نمي گردد ، بر محمد و آل او درود فرست ، و براي ما در رحمت خود بهره اي قرار ده ( و اين كه بهره از رحمت را درخواست نموده براي آن است كه از بهره مقصود به دست آيد چون بهره از رحمت حق تعالي عالم را از نعمت و عفو و بخشش او فراگيرد
(5) و اي آن كه چشمها از ديدن او باز مي مانند ( چون ديده شدن از لوازم جسم است و حق تعالي جسم نيست ) بر محمد و آل او درود فرست ، و ما را ( با ياد خود كردار پسنديده ) به قرب ( رحمت ) خود نزديك نما
(6) و اي آن كه در برابر منزلت او منزلتها كوچك ( ناچيز ) است ، بر محمد و آل او درود فرست ، و ما را نزد ( احسان ) خود گرامي بدار
(7) و اي آن كه درونهاي اخبار نزد او هويداست ، بر محمد و آل او درود فرست ، و ما را ( روز رستاخيز ) نزد خود ( به آنچه داني ) رسوا مگردان
(8) بار خدايا به بخشش خود ما را از بخشش بخشندگان بي نياز گردان ( هبه به معني بخشش بي عوض است و معني حقيقي آن جز درباره خداي تعالي يافت نمي شود ، زيرا اوست كه نياز هر نيازمندي را بدون عوض و غرضي مي بخشد ) و با صله و پيوستن ( احسان و بخشش خود ) ما را از ترس كساني كه با ما قطع كرده دوري مي گزينند نگهدار تا با بخشش تو به ديگري رونياندازيم ، و با احسان تو از ( دوري گزيدن ) ديگري نترسيم
(9) بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست ، و به سوي ما تدبير فرما و به زيان ما كيد منما ( كيد اراده زيان رساندن به ديگري است از روي پنهاني و آن از خلق حيله و فريب است و از خداي تعالي تدبير به حق و مجازات اعمال خلق است ) و براي ( دشمنان ) ما مكر كن و با مكر مكن ( مكر خدا بلا و گرفتاري از جانب اوست به دشمنانش ) و ما را ( بر دشمنان دين ) پيروز گردان او ( آنها را ) بر ما پيروز مگردان
(10) بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست ، و ما را از ( خشم ) خود نگهدار ، و به ( لطف ) خود حفظ فرما ، و ( به راه راست ) به سوي خود راهنمايي كن ، و از ( رحمت ) خود دور مگردان ، زيرا هر كه را تو ( از خشم خود ) نگهداري ( از هر پيشامدي ) سالم و بي گزند مي ماند ، و هر كه را ( به صراط مستقيم ) راهنمايي فرمايي ( به حقايق پي برده و ) دانا مي شود ، و هر كه را به سوي ( رحمت ) خود نزديك گرداني غنيمت و سود ( نيكبختي هميشگي ) مي برد
(11) بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست ، و ما را از سختي پيشامدها و اندوههاي روزگار ، و بدي دامهاي شيطان ، و تلخي غلبه پادشاه حفظ فرما
(12) بار خدايا جز اين نيست كه بي نيازان به فضل قوه تو ( از غير تو ) بي نيازاند ، پس بر محمد و آل او درود فرست ، و ما را بي نياز گردان ، و بخشندگان از زيادي عطا و بخشش تو مي بخشند ، پس بر محمد و آل او درود فرست ، و ( از خوان نعمت خود ) به ما عطا فرما ، و راه يافتگان با نور هدايت و رستگاري تو راه مي يابند ، پس بر محمد و آل او درود فرست ، و ما را ( به آنچه خير ما در آن است ) راهنمايي نما
(13) بار خدايا هر كه را تو ياري كردي خواري خوار كنندگان به او زيان نرساند ، و هر كه را تو عطا فرمودي جلوگيري منع كنندگان از او نمي كاهد ، و هر كه را تو راهنمايي نمودي گمراهي گمراه كنندگان او را از راه نبرد
(14) پس بر محمد و آل او درود فرست ، و ما را به قدرت و توانايي خود از ( زيان ) بندگانت دور ساز ، و به بخشش خود از ديگري بي نياز گردان ، و به راهنمايي خود به راه حق ببر
(15) بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست ، و سلامتي دلهاي ما را در ياد عظمت و بزرگي خود ، و آسايش تنهاي ما را در سپاسگزاري نعمت خود ، و شيرين زبانهاي ما را در بيان نعمت خود قرار ده
(16) بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست ، و ما را از دعوت كنندگان خود كه به سوي تو مي خوانند ، و از راهنمايان خود كه به راه تو راهنمايي مي نمايند ، و از نزديكان ( به رحمت ) خود كه به تو نزديكند قرار ده ، اي بخشنده ترين بخشندگان .
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 15:34  توسط آمنه گلشاد  | 

 

 

 

  شعر ازآقاي مجتبي رمضاني:

 

 

دلم گرفته رفقا؛ دوباره هواي صحبت با شما دارم؛ هواي گريه كنار مرقد پاك وغريب شهدا دارم.

مي خوام امشب از رهبرم دم بزنم  از غريبيش بگمو عالمو بر هم بزنم .

پدري كه زنگيش ساده شبيه رفقاست ؛فرش زير پاش مثه فرش اتاق ضعفاتست .

هموني كه هميشه در خونه شهدا رو در ميزنه؛ هموني كه روحش واسه پير جماران پر ميزنه. هموني كه بي خبر ميره مسجد جمكران سر ميزنه.

 سلم لمن سالمكم آقا حرب لمن حاربكم آقا

وقتي خميني رو لبش جام  زهرو تو دلش غصه و ماتم بود؛ سيد ما تو جبهه ها زير آتيشا توي خط مقدم بود. ما بايد درد دلا و غصه هاشو بدونيم قصه ي زندون و سيلي خوردناشو بخونيم.غافل از عبادت نيمه شب او نمونيم.ما بايد ارزش نعمت خدا رو بدونيم.

به جان حسيني كه همه عالم ميدونن جان منه واي اگه يه روزي كسي بخواد دل آقا رو بشكنه ميگيم يا ابا الفضل  ميريزيم خون از سر هر چي حرمله.

كوري چشم دشمنا ما به سر مهر ولايت علي داريم دست خدا بر سر ما كه علمداري مثل سيد علي داريم.

 

رهبر مملكت و سفره ي ساده مرحبا توي كوچه هاي بم پاي پياده مرحبا.دل به لطف مهدي فاطمه داده مرحبا.سر تسليم به الله  نهاه مرحبا.

يه روزي ميفهميم دست نوازش آقا بر سر نداريم تو غفلت اسير و يكروز مي فهميم كه ديگه ياور نداريم  پس بيا قول بديم كه ديگه دست از دامنش بر نداريم.

سلم لمن سالمكم خامنه ايي حرب لمن حاربكم خامنه ايي

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 9:55  توسط آمنه گلشاد  | 

نام : محمد.

كنيه : ابو جعفر و ابوجعفر اول .

القاب : باقر, شاكر, هادى , امين , شبيه -به خاطر شباهت ايشان به پيامبراكرم (ص )-.

مـشهورترين لقب آن حضرت , باقر است . پيامبر اكرم (ص ) به واسطه جابربن عبداللّه انصارى , آن حضرت را به اين لقب, ملقب كرد و به ايشان سلام رساند.

منصب : معصوم هفتم و امام پنجم شيعيان .

تاريخ ولادت : اول رجب سال 57 هجرى .

برخى از مورخان , ولادت ايشان را در سوم صفر سال 57 هجرى دانسته اند.

محل تولد: مدينه مشرفه , در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى ).

نسب پدرى : امام زين العابدين , على بن حسين بن على بن ابى طالب (ع ).

نام مادر: فاطمه , دختر امام حسن مجتبى (ع ) كه مكنى به ام عبداللّه بود.

ايـن بـانـوى ارجـمـند, از زنان بزرگ عصر خويش بود كه امام صادق (ع ) درباره شان و منزلت او, فـرمـود: جـده ام , فـاطمه بنت حسن , صديقه بود و در آل امام حسن (ع ) زنى به درجه و مرتبه او نرسيد.

چـون نـسـب امـام مـحـمـد بـاقر(ع ), هم از پدر و هم از مادر, به امام اميرالمؤمنين (ع )و فاطمه زهرا(س ) مى رسد, به ايشان علوى بين علويين و فاطمى بين فاطميين گفته مى شود.

مـدت امـامـت : از زمـان شهادت پدرش , امام زين العابدين (ع ) در سال 95 تا سال114 هجرى , به مدت 20 سال .

تاريخ و سبب شهادت : هفتم ذى حجه سال 114 هجرى , در سن 57 سالگى (و به قولى ربيع الاول يا ربيع الاخر سال 114 هجرى ) به وسيله زهرى كه ابراهيم بن وليد عبدالملك , در ايام خلافت هشام بن عبدالملك , به آن حضرت خورانيد.

محل دفن : قبرستان بقيع , در مدينه مشرفه , در جوار قبر پدرش , امام زين العابدين (ع ) و عمويش , امام حسن مجتبى (ع ) و فرزندش , امام صادق (ع ).

همسران :1. ام فروه بنت قاسم . 2. ام حكيم و چند ام ولد.

فرزندان :1. امام جعفر صادق (ع ). 2. عبداللّه . 3. ابراهيم . 4. عبيداللّه . 5. على .6. زينب . 7. ام سلمه .

 

 

- چه بسا شخص حریص بر امری از امور دنیا ، که بدان دست یافته و باعث نافرجامی و بدبختی او گردیده است ، و چه بسا کسی که برای امری از امور آخرت کراهت داشته و بدان رسیده ، ولی به وسیله آن سعادتمند گردیده است . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (166)

--------------------------------------------------------------------------------

2- تو را به پنج چیز سفارش می کنم : اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن ، اگر به تو خیانت کردند خیانت مکن ، اگر تکذیبت کردند خشمگین مشو ، اگر مدحت کنند شاد مشو ، و اگر نکوهشت کنند ، بیتابی مکن .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (167)

--------------------------------------------------------------------------------

3- سخن نیک را از هر کسی ، هر چند به آن عمل نکند ، فرا گیرید .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (170)

--------------------------------------------------------------------------------

4- چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد .

 بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص(172)

--------------------------------------------------------------------------------

5- نهایت کمال ، فهم در دین و صبر بر مصیبت ، و اندازه گیری در خرج زندگانی است .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص(172)

--------------------------------------------------------------------------------

6- سه چیز از خصلتهای نیک دنیا و آخرت است : از کسی که به تو ستم کرده است گذشت کنی ، به کسی که از تو بریده است بپیوندی ، و هنگامی که با تو به ندانی رفتار شود ، بردباری کنی .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 10:24  توسط آمنه گلشاد  | 

السلام عليك يا ابا عبداالله  الحسين ع  سلام بر توكه مظلومه ي عالمي  سلام بر تو كه اسوه ايثار بودي و رزمندگان ما بهترين الگو را انتخاب كردند نمي دانم نامت در دلهاي مردمان سالي چند بار مي آيد و چندين بار تو را زيارت ميكنند وچندين بار به ياد ان روز كه خواهرت دل شكسته شد و كمرش از شدت مصيب تو خم شد مي افتند ؟ هدفشان از زندگي چيست نمي دانم؟دنبال چه هستند كه نمي يابند؟

من نمي دانم مي خوام از كدوم  درد اين ديده هاي ناديده  صحبت كنم ؟نمي دانم از مظلومه اول بگويم يا مظلومه ي مظلومان امام زمان  عج! همون عشقي  كه حضرت فاطمه زهرا س از غريبي فرزندش ناله مي كند و  ميگويد در آن زمان كه همچو من نبود در اين زمانه دل مهدي من خون است! مگر ما شيعه  نيستم  پس چرا شيعه نيستيم؟؟؟؟ دلم پره از مردم و جامعه كه چه راحت در جامعه  زندگي ميكنند بيخيال از غايب هميشه حاضرمان كه ميبيند برايمان دعا مي كند اما آيا دعا كرديم كه بياييد!يا  هفته ايي يكبار گفتيم خدا كند كه بيايد؟نميدانم مي خواستم از شهدا بگويم مي خواستم از شما به شهدا مثال بزنم اما ديدم ما حتي حق شما را ذره ايي ادا نكرديم چگونه حق  پدران و برادرانمان كه هنوزم  غم  نبود شان بر دل مادرانشان است ادا كنيم؟

محرم نزديك است  نمي دانم چقد دعوت ميشويم بر سر سفره عاشوراي حسين ع ؟يكسال چه كرديم؟ اما نمي دانم اگر رفتيم  بر سر سفره حسين ع  با چه روييي خواهيم رفت؟دلم ميخواست ازمظلوميت علي ع بگويم؟ديدم زبان من گوياي اين غريبي هم نيست حتي وقتي با چشمانم غريبي و مظلو ميتش را ديدم؟

روزمرگي چه بر سرمان آورده است؟روزي كه گناهان حتي به ديدگان زيبا جلوه ميكند!تشويق مي كنند و انگار نه انگار دنيايي هست؟ امر به معروف حجاب دين نماز  با مردم چه غريبه اند !

عرفه نزديك است  اما خدا كند كه بيايد همون كه نبودش برايمان ملموسس است ؟

زبان من حتي از گفتن مظلوميتت حقير است؟

آقا به حق مادرت به حق عمه ات بيا كه دارد دير ميشود؟ 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 20:14  توسط آمنه گلشاد  | 

گردش به دور خانه خدا نشان دهنده این است كه به غیر از خدا، گِرد دیگری نگردید و رجم عقبات، رجم شیاطین انس و جن است. شما با رجم، با خدای خود عهد كنید تا شیاطین انس و ابرقدرت‌ها را از كشورهای اسلامی عزیز برانید.

امروز جهان اسلام به دست آمریكا گرفتار است. شما برای مسلمانانِ قاره‌های مختلف جهان پیامی از خداوند ببرید، پیامی كه به غیر از خدا بردگی و بندگی هیچ كس را نداشته باشد.(1)

در لبیك، لبیك، «نه» بر همه بت‌ها گویید و فریاد «لا» بر همه طاغوت‌ها و طاغوتچه‌ها كشید و در طواف حرم خدا كه نشانه عشق به حق است، دل را از دیگران تهی كنید و جان را از خوف غیر حق پاك سازید و به موازات عشق به حق، از بت‌های بزرگ و كوچك و طاغوت‌ها و وابستگانشان برائت جویید كه خدای تعالی و دوستان او از آنان برائت جستند و همه آزادگان جهان از آنان بری هستند.

و در لمس «حجرالاسود» بیعت با خدا بندید، كه با دشمنان او و رسولانش و صالحان و آزادگان دشمن باشید و به اطاعت و بندگی آنان ـ هر كه باشد و هر جا باشد ـ سر ننهید و خوف و زبونی را از دل بزدایید كه دشمنان خدا و در رأس آنان شیطان بزرگ زبونند، هر چند در ابزار آدمكشی و سركوبی و جنایتشان برتری داشته باشند.

و در سعی بین صفا و مروه، با صدق و صفا سعی در یافتن محبوب كنید كه با یافتن او همه بافت‌های دنیوی گسسته شود و همه شك‌ها و تردیدها فرو ریزد و همه خوف و رجاهای حیوانی زایل شود و همه دلبستگی‌های مادی گسسته شود و آزادگی‌ها شكفته گردد و قید و بند شیطان و طاغوت كه بندگان خدا را به اسارت و اطاعت كشند، در هم ریزد.

و با حال شعور و عرفان به مشعرالحرام و عرفان روید و در هر موقف به اطمینان قلب بر وعده‌های حق و حكومت مستضعفان بیفزایید و با سكوت و سكون، تفكر در آیات حق كنید و به فكر نجات محرومان و مستضعفان از چنگال استكبار جهانی باشید و راه‌های نجات را از حق، در آن مواقف كریمه طلب كنید.

پس به مِنا روید و آرزوهای حقانی را در آنجا دریابید كه آن «قربانی نمودن محبوب‌ترین چیزِ خویش، در راه محبوب مطلق» است. و بدانید تا از این محبوب‌ها كه بالاترینش حبّ نفْس است و حب دنیا تابع آن است، نگذرید به محبوب مطلق نرسید و در این حال است كه شیطان را رجم كنید و شیطان از شما بگریزد. و رجم شیطان را در موارد مختلف با دستورهای الهی تكرار كنید كه شیطان و شیطان زادگان همه گریزان شوند.(2)

 

پی‌نوشت‌ها:

1ـ از پیـــام امــام خمینی به زائران بیت الله الحرام ـ تاریخ 7/7/58 ـ صحیفه نور، ج 9، ص 226 .

2ـ از پیــام امــام خمینی به زائران بیت الله الحرام ـ تاریخ 16/5/65 ـ صحیفه نور، ج20 ، ص 18 .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 14:3  توسط آمنه گلشاد  | 

    خواند احمد مِهر را بر مرتضــــــــی        گفت: آیا ای علی هســــتی رضا؟

 

 اشــک در چشمان حیدر می دویدبرق     عشـــــــق از دیدگانِ او جهید

 

 ضربِ قلب او کنون چون طـــبل بود      عاشق زهــــــــرا، علی از قبل بود

 

او قَبِلتُ گفت از اعــــــــــماقِ جان         هـلهله زان شد به پا در اِنس و جان

 

 غنچه لبخند بر زهــــــــــرا شکفت        چون شنید آن جمله را آندم ز جُفت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 10:42  توسط آمنه گلشاد  | 

 

 

امام محمدبن على علیه السلام جوادالائمه نهمین امام از اهل‌بیت علیهم السلام است. القابى كه براى آن امام برشمرده‏اند و هر یك گویاى بُعدى از شخصیت آسمانى حضرت است، عبارت‏اند از: «مختار، مرتضى، متوكل، متقى، زكى، تقى، منتجب، مرتضى، قانع، جواد، عالم ربانى، منتجب المرتضى و ...» مشهورترین لقب امام، «جواد» است.

كنیه‏هاى حضرت نیز عبارت‏اند از: ابو جعفر ثانى و ابو على.

ایشان در حالى كه 25 سال از عمرش مى‏گذشت سال 220 هجری شهید شد.

اینك كه در آستانه شهادت جانگداز آن امام قرار گرفته‏ایم، به بازخوانى گوشه‏هایى از دوره امامت تا لحظه شهادت مى‏پردازیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 10:36  توسط آمنه گلشاد  | 

به فرموده امام(ره) « بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پر ثمري است كه شكوفه هاي آن بوي بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مي دهد، بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گلدسته هاي رفيع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسيج ميقات پا برهنگان معراج انديشه پاك اسلامي است كه تربيت يافتگان آن، نام ونشاني در گمنامي و بي نشاني گرفته اند.»(1)
از ديدگاه امام بسيجي كسي است كه در عمل علاقه خود را به پيشرفت و حفظ و گسترش اقتدار نظام اسلامي و شأن و حيثيت ملت مسلمان نشان دهد. يعني بسيجي بودن معيار و ملاكي است كه بر اساس آن ميزان تعهد اعضاي آن به اصول و آرمان هاي انقلابي سنجيده مي شود.
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 8:52  توسط آمنه گلشاد  |